فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
پیوندها
طراح قالب
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین: نفربازديدها : بار
به نام نامي الله
مرد بودن يا نبودن؛ همه اش همين است مردي ؟ چيزي كه بودن يا نبودنش وامداره قطره اشكيست؟ پس اين همه فخرفروشي و افتخار براي چيست؟ ومن حالا كه اين شالوده شكن مردي ، شده عين غيرت و نبودنش نامردي محض با اين چشم هايي كه خود تو نباريدن به اسم مردي وبزرگي به اوتعليم دادي چه كنم ؛ چه كنم وقتي كه مي رفتي و مي باريد،برميگشتي و شانهايم را مي فشردي ومرد شدم را به رخم مي كشيدي و حرمت خود ساخته وصله شده به مردانگي را ياد آور مي شدي و با وعده ي زود برگشتند حتي فرصت بغض كردن را هم از من مي گرفتي ، در را مي بستي ومن از پايين نظاره گر دور شدنت بودم. حالا به اميد كدام برگشتن نگاهت كنم ،كه وقتي از بالا نگاههت مي كردم رفتي . شانه هااي كه سالها محمل جسم كوچكم بود را روي خاك ديدم، ديدم كه صورت هميشه خندانت را بروي سنگ ريزه ها گذاشتند و دري را به رويت بستند از جنس سنك با قفل خاك . بگو پدر بگو چرا خاموشي؛ مرد شدنم را به رخم بكش ، بگو حالا به اين چشم ها كه نگريستن را از تو آموختند چه بگويم ؛ وقتي در واپسين لحظات سفر هم باز نشان مردي برسينه ام زدي و اين بار مرا به خلافت خود نشاندي و خانواده ات را بعد از خدا به من سپردي ديگر حرفي هم باقي مي ماند براي گفتن؟ پدر تو را به خداسوگند ؛ نجوايي هم براي من كافيست ، به بارقه اي هم قانعم ، بگو كه با اين چشم هاي گريه نابلد چگونه آتش فراق تو را خاموش كنم و نجواهاي زاعرينت را كه به جرم گريه نكردن مرا فرزند ناخلف و بي غيرت تو مي خوانند ساكت كنم ، كه نيشتر مي زنند برزخم بي شما بودنم حتي بااينكه مي بيند به اميد پيدا كردنت در سنگي خانه ات را درآغوش گرفتم در شبی كه به مولود فرخنده پدري ، نام پدر گرفته است.
پايان
مهیار خسروانی